نگرش کارکنان چیست و چگونه باعث موفقیت یا شکست سازمان میشود؟
هر سازمان از مجموعهای از افراد تشکیل شده است که برای رسیدن به اهداف مشترک تلاش میکنند. بااینحال، گاهی دو محیط کاری با منابع یکسان، کارکنانی با مهارتهای مشابه و مدیرانی با تواناییهای نزدیک به هم، نتایج کاملاً متفاوتی به دست میآورند. این تفاوت همیشه به مهارت کارکنان یا استراتژیهای سازمان مربوط نمیشود، بلکه گاهی به موضوع مهمتری برمیگردد: نگرشی که کارکنان نسبت به کار خود دارند. نگرش کارکنان بر بهرهوری، نوآوری و عملکرد سازمان تأثیر میگذارد و در نهایت میتواند تعیین کند که یک سازمان پیشرفت کند یا صرفاً به فعالیت خود ادامه دهد.
در این مقاله به بررسی مفهوم نگرش کارکنان، انواع نگرشها در محیط کار، تأثیر آنها بر عملکرد سازمان، عوامل مؤثر بر شکلگیری نگرش کارکنان و راهکارهای تقویت نگرش مثبت در محیط کار میپردازیم.
معنای واقعی نگرش کارکنان چیست؟
نگرش کارکنان در محیط کار به نوع نگاه، احساس و واکنش آنها نسبت به افراد، شرایط و موقعیتهای کاری گفته میشود. این نگرش نشان میدهد کارکنان چه احساسی نسبت به شغل خود دارند، درباره همکارانشان چگونه فکر میکنند و در برخورد با سازمان چه رفتاری از خود نشان میدهند.
برای مثال، ممکن است کارمندی با مهارت بالا، به دلیل نگرش منفی نسبت به محیط کار، عملکرد مناسبی نداشته باشد. در مقابل، فردی با توانایی متوسط اما نگرشی مثبت و متعهدانه، میتواند عملکردی فراتر از انتظار داشته باشد.
روانشناسان معمولاً نگرش را به سه بخش تقسیم میکنند:
- بخش عاطفی: احساساتی که فرد نسبت به کار و محیط اطراف خود دارد.
- بخش شناختی: افکار و باورهای فرد درباره شغل، همکاران و سازمان.
- بخش رفتاری: تمایل فرد به انجام کارها و نوع واکنشی که قصد دارد در موقعیتهای مختلف نشان دهد.
زمانی که کارکنان به کار خود افتخار میکنند، به اهمیت وظایفشان باور دارند و با علاقه در فعالیتهای سازمان مشارکت میکنند، زمینه پیشرفت سازمان فراهم میشود. اما اگر هر یک از این بخشها دچار مشکل شود، ممکن است عملکرد کارکنان و در نتیجه عملکرد سازمان تحت تأثیر قرار بگیرد.
بیشتر بخوانید: باور چیست؟ تعریف باور، نحوه شکلگیری و تأثیر باورها بر زندگی
نگرش مثبت کارکنان چگونه به موفقیت سازمان کمک میکند؟
نگرش مثبت کارکنان فقط باعث ایجاد محیط کاری خوشایند نمیشود، بلکه میتواند تأثیر مستقیمی بر عملکرد سازمان داشته باشد.
کارکنانی که نگرش مثبتی به شغل خود دارند، معمولاً بهموقع در محل کار حاضر میشوند، مسئولیتهای بیشتری میپذیرند، به همکاران خود کمک میکنند و برای رسیدن به اهداف سازمان تلاش بیشتری نشان میدهند.
تحقیقات درباره رفتارهای داوطلبانه کارکنان نشان میدهد اقداماتی که افراد خارج از وظایف رسمی خود انجام میدهند، نقش مهمی در عملکرد کلی شغلی دارند. به بیان دیگر، عملکرد کارکنان فقط به انجام وظایف تعیینشده محدود نمیشود و رفتارهای داوطلبانه آنها نیز به همان اندازه اهمیت دارد.
تأثیر نگرش مثبت کارکنان از نظر مالی نیز قابل توجه است. مطالعاتی که ارتباط رضایت شغلی با شاخصهای مالی مانند بازده داراییها و سود هر سهم را بررسی کردهاند، نشان میدهند میان نگرش کارکنان و عملکرد مالی شرکتها رابطهای معنادار وجود دارد.
بنابراین، داشتن کارکنان راضی و متعهد فقط یک ویژگی مطلوب برای سازمان نیست، بلکه میتواند یکی از عوامل مؤثر بر موفقیت اقتصادی آن باشد.
تأثیر نگرش کارکنان بر مشتریان و همکاران
نگرش کارکنان میتواند به دیگر افراد محیط کار نیز منتقل شود. این پدیده در روانشناسی با عنوان «سرایت عاطفی» شناخته میشود. همانطور که اشتیاق و انرژی مثبت یک کارمند میتواند روحیه همکارانش را تقویت کند، نگرش منفی و نارضایتی مداوم یک فرد نیز ممکن است بر سایر اعضای تیم تأثیر بگذارد.
این موضوع فقط به روابط داخلی سازمان محدود نمیشود، بلکه بر تجربه مشتریان نیز اثر دارد. بر اساس یک تحلیل، حدود ۶۸ درصد از مشتریان به دلیل احساس بیتفاوتی از سوی کارکنان، ارتباط خود را با شرکتها قطع میکنند. این آمار نشان میدهد نوع برخورد و نگرش کارکنان میتواند بر رضایت مشتریان و اعتبار سازمان تأثیرگذار باشد.
پیامدهای نگرش منفی کارکنان
نگرش منفی کارکنان میتواند هزینههای مختلفی برای سازمان ایجاد کند. کارکنانی که احساس میکنند تلاشهایشان دیده نمیشود یا در محیط کار دچار اضطراب هستند، ممکن است رفتارهایی نشان دهند که به عملکرد سازمان آسیب میزند.
پژوهشگران این رفتارها را «رفتارهای کاری ضدبهرهوری» مینامند. این رفتارها میتوانند شامل موارد آشکاری مانند سرقت و آسیب رساندن به اموال سازمان یا مواردی مانند غیبت، حضور نامنظم و انجام عمدی وظایف با بیدقتی باشند.
با گذشت زمان، چنین رفتارهایی باعث کاهش بهرهوری، افزایش جابهجایی کارکنان و تضعیف همکاری میان اعضای تیم میشوند. اما نگرش منفی همیشه با رفتارهای آشکار همراه نیست. گاهی کارکنانی که احساس بیعدالتی یا تبعیض دارند، بهتدریج مشارکت فکری خود را کاهش میدهند.
این افراد دیگر تمایلی به ارائه پیشنهادهای جدید، شناسایی مشکلات روشهای کاری یا کمک به بهبود فرایندهای سازمان ندارند. در محیطهای کاری که دانش و خلاقیت کارکنان اهمیت زیادی دارد، این کاهش مشارکت میتواند حتی زیانبارتر از غیبت کارکنان باشد.
انواع نگرش در رفتار سازمانی
بر اساس تحقیقات انجامشده درباره محیط کار، نگرش کارکنان را میتوان به شش دسته کلی تقسیم کرد. شناخت این نگرشها به مدیران کمک میکند تا نیازها و انگیزههای کارکنان را بهتر درک کنند و بهجای استفاده از یک روش یکسان برای همه، شیوه مدیریتی مناسبتری داشته باشند.
۱. کارکنانی که به دنبال معنا و رضایت شغلی هستند
این گروه از کارکنان به دنبال شغلی هستند که برایشان معنا و ارزش داشته باشد. آنها زمانی احساس رضایت میکنند که کارشان با ارزشها و باورهای شخصیشان هماهنگ باشد و احساس کنند فعالیتشان تأثیری فراتر از منافع فردی دارد.
این نوع نگرش معمولاً در مشاغلی مانند معلمی، پرستاری، مددکاری اجتماعی و خدمات عمومی دیده میشود. برای این افراد، محیط کار فقط مکانی برای کسب درآمد نیست، بلکه فرصتی برای انجام کاری ارزشمند و هدفمند است. کارکنانی که چنین نگرشی دارند، معمولاً تعهد و وفاداری بیشتری به شغل و سازمان خود نشان میدهند.
۲. کارکنان موفقیتطلب و هدفگرا
کارکنان موفقیتطلب معمولاً انگیزه زیادی برای پیشرفت، دستیابی به اهداف دشوار و کسب جایگاه بالاتر دارند. آنها برای خود اهداف بلندپروازانه تعیین میکنند، برنامههایشان را مینویسند و تلاش میکنند به نتایجی که در ذهن دارند برسند.
این نوع نگرش را میتوان در مشاغلی مانند وکالت، جراحی، بانکداری سرمایهگذاری و کارآفرینی مشاهده کرد. انگیزه بالای این کارکنان میتواند برای سازمان ارزشمند باشد؛ بااینحال، مدیران باید مراقب باشند که تلاش مداوم برای موفقیت به فرسودگی شغلی یا رقابت ناسالم میان کارکنان منجر نشود.
۳. کارکنانی که فقط وظایف تعیینشده را انجام میدهند
این گروه، کار را بیشتر یک وظیفه ضروری میدانند تا فعالیتی که به آن علاقه داشته باشند. آنها معمولاً مسئولیتهای تعیینشده خود را انجام میدهند، اما تمایل چندانی به پذیرش کارهای اضافی یا مشارکت بیشتر در فعالیتهای سازمان ندارند.
این کارکنان اغلب رضایت شغلی کمتری دارند و شغل خود را بیشتر راهی برای گذران زندگی میدانند تا مسیری برای رشد حرفهای.
اگرچه ممکن است در انجام وظایف مشخصشده قابل اعتماد باشند، اما نداشتن تعهد و علاقه کافی باعث میشود تواناییهای بالقوه آنها بهطور کامل در سازمان به کار گرفته نشود.
۴. کارکنان ریسکپذیر
کارکنان ریسکپذیر معمولاً به دنبال تجربه روشهای جدید، پذیرش چالشهای ناشناخته و استفاده از فرصتهای تازه هستند. این افراد میتوانند خلاقیت و نوآوری را در سازمان تقویت کنند و با ارائه ایدههای متفاوت، زمینه تغییر و پیشرفت را فراهم سازند.
بااینحال، تصمیمهای پرریسک آنها در صورت مدیریت نشدن ممکن است باعث اشتباهات پرهزینه شود. سازمانهایی که فرصت آزمایش ایدههای جدید را در چارچوبی مشخص فراهم میکنند، میتوانند از توانایی این گروه بهره بیشتری ببرند.
۵. کارکنانی که به دنبال ارتقای شغلی هستند
این گروه به پیشرفت تدریجی و بلندمدت در سازمان اهمیت میدهند. آنها معمولاً به دنبال ثبات شغلی هستند و تلاش میکنند با کسب تجربه و بهبود عملکرد، برای ارتقا به جایگاههای بالاتر آماده شوند.
این کارکنان اغلب درآمد ثابت و قابل پیشبینی را به فرصتهای شغلی پرریسک ترجیح میدهند. برخی از آنها حتی حاضرند برای ادامه همکاری با کارفرمای فعلی خود، محل زندگیشان را تغییر دهند.
وفاداری به سازمان و تجربهای که در طول سالها به دست میآورند، از ویژگیهای ارزشمند این گروه است؛ ویژگیهایی که در بازار کار پرنوسان امروزی گاهی کمتر مورد توجه قرار میگیرند.
۶. کارکنانی که درآمد و مزایا برایشان اولویت دارد
برای این گروه از کارکنان، شغل بیش از هر چیز راهی برای کسب درآمد و برخورداری از مزایای مالی است. آنها معمولاً حقوق، پاداش و مزایای شغلی را نسبت به رضایت درونی یا میزان تأثیرگذاری کار در اولویت قرار میدهند.
اگرچه ممکن است انگیزه این افراد برای انجام فعالیتهای فراتر از وظایفشان کمتر باشد، اما معمولاً به مشوقهای مالی مشخص، پاداشهای مناسب و فرصتهایی که به افزایش مهارت و درآمدشان کمک میکند، واکنش مثبتی نشان میدهند.
چه عواملی بر نگرش کارکنان تأثیر میگذارند؟
نگرش کارکنان بهصورت اتفاقی شکل نمیگیرد، بلکه نتیجه مجموعهای از عوامل فردی و محیطی است. برخی از این عوامل به ویژگیهای شخصیتی افراد مربوط میشوند و برخی دیگر تحت تأثیر خانواده، جامعه و شرایط اقتصادی قرار دارند.
شناخت این عوامل به مدیران کمک میکند تا دلیل رفتارهای متفاوت کارکنان را بهتر درک کنند.
۱. عوامل روانشناختی
ویژگیهای شخصیتی، عزتنفس، هوش هیجانی و نوع نگاه افراد به تواناییهای خود، بر نگرش آنها نسبت به کار تأثیر میگذارند. کارکنانی که احساسات مثبت بیشتری دارند و در برابر مشکلات از تابآوری بالاتری برخوردارند، معمولاً نگرش سازندهتری به شرایط کاری نشان میدهند. در مقابل، افرادی که بیشتر مستعد اضطراب، نگرانی و احساسات منفی هستند، ممکن است همان شرایط را با دید انتقادیتری ارزیابی کنند.
یکی دیگر از عوامل مهم، «خودکارآمدی» است؛ یعنی باور فرد به توانایی خود برای انجام موفقیتآمیز کارها. افرادی که خودکارآمدی بالاتری دارند، معمولاً اهداف بزرگتری برای خود تعیین میکنند و با تعهد و پشتکار بیشتری برای رسیدن به آنها تلاش میکنند.
۲. محیط خانواده
شرایط خانوادگی و تجربههای زندگی شخصی میتوانند بر نگرش کارکنان در محیط کار تأثیر بگذارند. باورها و ارزشهایی که افراد در خانواده یاد میگیرند، معمولاً در شیوه نگاه آنها به مسائل شغلی نیز دیده میشود.
محیط خانوادگی حمایتگر میتواند نگرش مثبت نسبت به کار را تقویت کند. در مقابل، تنشها و مشکلات حلنشده خانوادگی ممکن است بر تمرکز و عملکرد شغلی افراد اثر منفی بگذارند.
تحقیقات نشان دادهاند که تعارض میان مسئولیتهای شغلی و خانوادگی میتواند احساس امنیت روانی و سلامت روان کارکنان را کاهش دهد و در نتیجه بر میزان مشارکت آنها در محیط کار تأثیر بگذارد.
۳. عوامل اجتماعی و فرهنگی
ارزشهای فرهنگی، هنجارهای اجتماعی و گروههایی که افراد با آنها ارتباط دارند، بر نگرش شغلی آنها تأثیر میگذارند. برای مثال، در جامعهای که سختکوشی و فداکاری ارزشمند شناخته میشود، افراد ممکن است تلاش بیشتر در محیط کار را یک ویژگی مثبت بدانند.
همچنین باورهای فرهنگی درباره جایگاه مدیران، اهمیت منافع فردی یا گروهی و ساختار سلسلهمراتبی سازمان، بر نحوه برداشت کارکنان از شیوههای مدیریتی تأثیر دارند.
روابط اجتماعی خارج از محیط کار نیز میتوانند در شکلگیری احساس و نگرش افراد نسبت به شغلشان نقش داشته باشند.
۴. شرایط اقتصادی
شرایط اقتصادی جامعه نیز یکی از عوامل مهم در شکلگیری نگرش کارکنان است. در دورههای رکود اقتصادی که فرصتهای شغلی محدود میشوند، کارکنان ممکن است به دلیل اهمیت امنیت شغلی، رضایت بیشتری از موقعیت فعلی خود نشان دهند.
و در مقابل، زمانی که فرصتهای شغلی متنوعی در بازار کار وجود دارد، انتظارات کارکنان از حقوق، مزایا و شرایط کاری افزایش پیدا میکند. در چنین شرایطی، افراد ممکن است نسبت به میزان دریافتی، عدالت در پرداخت پاداشها و فرصتهای پیشرفت شغلی حساستر شوند.
بنابراین، وضعیت اقتصادی، میزان حقوق و مزایا و برداشت کارکنان از عادلانه بودن پاداشها، همگی در شکلگیری نگرش آنها نقش دارند.
چگونه نگرش مثبت را در محیط کار تقویت کنیم؟
برای بهبود نگرش کارکنان در محیط کار، شناخت نگرش کارکنان تنها بخشی از مسیر است. موضوع مهمتر این است که سازمانها بتوانند محیطی ایجاد کنند که در آن نگرش مثبت شکل بگیرد و تقویت شود. برخی از روشهایی که میتوانند در این زمینه مؤثر باشند عبارتاند از:
۱. ایجاد نظام عادلانه پرداخت و قدردانی
کارکنان به میزان حقوق، پاداش و فرصتهای پیشرفت شغلی توجه زیادی دارند. زمانی که افراد احساس کنند ارتقای شغلی بر اساس شایستگی انجام میشود و پاداشها عادلانه هستند، احتمال نارضایتی آنها کاهش پیدا میکند.
همچنین بهتر است شیوه قدردانی از کارکنان با ترجیحات فردی آنها هماهنگ باشد. برای مثال، برخی افراد از تشویق در جمع استقبال میکنند، درحالیکه برخی دیگر ترجیح میدهند تلاشهایشان بهصورت شخصی مورد قدردانی قرار بگیرد.
توجه به این تفاوتها میتواند رابطه میان نگرش مثبت و عملکرد کارکنان را تقویت کند.
۲. استفاده از شیوههای مدیریتی حمایتگر
نوع رفتار و سبک رهبری مدیران نقش مهمی در شکلگیری نگرش کارکنان دارد. شیوههای رهبری که بر داشتن چشمانداز روشن، حمایت از کارکنان و توجه واقعی به نیازهای آنها تأکید میکنند، معمولاً نسبت به مدیریت استبدادی یا بیتفاوت، نگرش مثبتتری در محیط کار ایجاد میکنند.
تحقیقات نیز نشان میدهند که حضور مدیرانی دلسوز و مشارکتجو میتواند یکی از عوامل مهم موفقیت سازمان باشد.
بیشتر بخوانید: مهارتهای ارتباطی مدیران چیست؟ معرفی ۱۲ مهارت ضروری و روش تقویت آنها
۳. معنادار کردن وظایف شغلی
زمانی که کارکنان احساس کنند فعالیتهایشان اهمیت دارد، معمولاً نگرش مثبتتری نسبت به کار پیدا میکنند. مدیران میتوانند با توضیح روشن نقش هر فرد در دستیابی به اهداف سازمان، این احساس را تقویت کنند.
ایجاد تنوع در وظایف، دادن استقلال بیشتر به کارکنان و فراهم کردن فرصتی برای مشاهده نتیجه تلاشهایشان نیز میتواند تعهد شغلی آنها را افزایش دهد.
۴. بررسی منظم نگرش و رضایت کارکنان
سازمانها برای شناخت بهتر نگرش کارکنان باید بهطور منظم نظر آنها را درباره شرایط کاری بررسی کنند. استفاده از نظرسنجیهای کوتاه و دورهای، پرسشنامههای سنجش مشارکت کارکنان و مصاحبه هنگام خروج از سازمان میتواند اطلاعات ارزشمندی در اختیار مدیران قرار دهد.
مصاحبه با کارکنانی که قصد ترک سازمان را دارند، اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا این افراد معمولاً آمادگی بیشتری برای بیان صادقانه تجربهها و احساسات خود دارند.
البته جمعآوری اطلاعات بهتنهایی کافی نیست. مدیران باید از نتایج این بررسیها برای شناسایی مشکلات و بهبود شرایط محیط کار استفاده کنند.
چرا نگرش کارکنان برای عملکرد سازمان اهمیت دارد؟
زمانی که نگرش مثبت در میان کارکنان تقویت شود، تأثیر آن در بخشهای مختلف سازمان دیده میشود. همکاری میان اعضای تیم آسانتر میشود، نوآوری به بخشی از فعالیتهای روزمره تبدیل میشود، مشتریان تجربه بهتری از برخورد با کارکنان خواهند داشت و سازمان در برابر تغییرات و مشکلات بازار انعطافپذیری بیشتری پیدا میکند.
در مقابل، اگر نگرشهای منفی نادیده گرفته شوند، مشکلات بهتدریج افزایش پیدا میکنند. تأخیر در انجام وظایف، افزایش ترک شغل کارکنان، کاهش رضایت مشتریان و تضعیف فرهنگ سازمانی از جمله پیامدهایی هستند که ممکن است در چنین شرایطی ایجاد شوند.
بنابراین، نگرش کارکنان موضوعی فرعی یا کماهمیت در مدیریت سازمان نیست، بلکه یکی از عوامل اساسی در دستیابی به اهداف سازمانی به شمار میرود. مدیران و رهبران سازمان باید برای شناخت نگرش کارکنان، بهبود آن و حفظ شرایط مثبت محیط کار تلاش کنند؛ زیرا این موضوع میتواند نقش مهمی در موفقیت بلندمدت سازمان داشته باشد.
لطفا دیدگاه خود را با ما به اشتراک بگذارید و بنویسد که کدامیک از انواع نگرشهای گفتهشده، بیشتر با نگرش شما در محیط کار مطابقت دارد؟ اگر مدیریت یک تیم را بر عهده داشتید، کدام عامل روانشناختی، خانوادگی، اجتماعی یا اقتصادی را برای بهبود نگرش کارکنان در اولویت قرار میدادید؟
به پایان این مقاله رسیدیم، امیدوارم مقاله “نگرش کارکنان چیست و چگونه باعث موفقیت یا شکست سازمان میشود؟” برای شما مفید بوده باشد. همچنین ممکن است بخواهید مقالات آموزشی زیر را هم بخوانید:


دیدگاهتان را بنویسید